run in: 0start 0
run in: 0.019
نتيجه جستجو براي "کوتاه جالب" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: چه جالب! شاعر: صنم میرزازاده نافع

شنیدم شبی در دل کوچه ها
به یادم دو ساعت قدم می زنی !
چه جالب شبیهم شدی عاقبت
وَ حرفی که من می زدم می زنی
به گوشم رسیده تو هم دود را
فرو می دهی در ته سینه ات
عرق می خوری تا نفهمی کِیی !
وَ عُق می زنی روی آیینه ات
می آیی کنار در ِخانه ام
همه ، قصه را زیر وُ رو می کنی
چه جالب شبیهم شدی عاقبت
و َتیزی به دستت فرو می کنی

شنیدم که از گوشی ات مست ها
صدای زنی را در آورده اند
و َ خطِّ من از جیب تو کشف شد
عجب! شعرها پیش تو مانده اند?

همین صحنه در خواب ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
دو عاشقانه ی کوتاه شاعر: سحر مجیدی

اینها چه میدانند؟
هیچ!...
اگر میدانستند که در آسمان ها چه عالمی با تو دارم که گله از سر به هوایی ام نمیکردند!
********************
دوباره فالی گرفته ام
دوباره باز هم تو نیت منی
جالب این حال من است
خدا را به خداوندگاریش قسم میدهم
دروغ هم اگر شد
بگوید تو مال منی... ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
اگر سهراب زنده بود شاعر: علی علویان

اگر سهراب زنده بود می نوشت...............
اهل دانشگاهم
روزگارم جالب نیست
جیب هایم خالیست
ژتونی دارم...
زرد رنگ
رنگ گل افتاب گردان
هر سه شنبه ساعت دوازده
در سلفم
برای صرف غذا
اهل دانشگاهم
روزگارم جالب نیست
استادی دارم
بهتر از پر گل
درس می اموزد
امتحان میگیرد
اهل دانشگاهم
روزگارم جالب نیست
کاش میشد زود تر لیسانس بگیرم
وبنویسم...........
اهل بازارم
روزگارم عالی است
دکانی دارم
خرده جنسی
می فروشم ان هارا..........
۹۲/۰۲/۲۰جمعه ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
عادت کوتاه .... شاعر: میثم رحمانی ( تیکه سنگ)

عادت کرده ام
کوتاه بنویسم
کوتاه بخونم
کوتاه حرف بزنم
کوتاه نفس بکشم
تازگی ها
دارم عادت می کنم
کوتاه زندگی می کنم
یا شاید
کوتاه بمیرم
نمی دانم
فقط عادت ... ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
کودک معصوم شاعر: شیطان (رانده شده)

کودکی معصوم
از مسیری گرم
با فشار و اضطراب
غرق در چرک و کثافت
چشم بسته
با امید گرمی آغوش مادر
سوی دنیا می دَوَد،
با سر
جَو گرفته،اشک ریزان
وارد دنیا شود...
جالب است!!
۲۰ -۳۰ سال بعد..
چشم بسته،لب گشوده:
این چه دنیاییست آخر
ما به زور اینجا اسیریم...
جالب است...!!!
هدیه ای را که
به کودک داده ام ۳۰ سال پیش
(نا امیدی)
امروز بازش کرده است!!! ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
نکته های جالب شاعر: اسماعیل قربانی

یک اتفاق زیبا، یک لحظه قشنگی
بار دگر شد حادث، دیباچه قشنگی
دیگر تمام گشته آن اضطراب بالا
این بار هم بنا شد،یک قصه ی قشنگی
**** **** ****
هر روز جستجویی در عهد باستانی
هر روز اضطرابی هر روز داستانی
روز ها گذشت و با هم ما نکته ها گرفتیم
هر دم گلی بچیدیم از باغ و بوستانی
***** *****
استاد ها بدیدیم و نکته های جالب
مادرس هابخواندیم درلحظه های غالب
چه خاطرات خوبی از هم کلاس هامان
چه روز های خوبی با درس های قالب ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
آخرین... شاعر: محمد پیری

جالب تر از خنده ی من
گستاخی توست !!
و از آن جالب تر...
مرگ من در فراق توست.
این گونه سخن گفتن را
دوست دارم...
چرا که دوست دارم دروغ هایم راست راست در زبانم بچرخند
و راست هایم دروغ بگویند!
اما تو همیشه راست می گویی
این را من می گویم!
می گویم تا بدانی
این نیز دروغی بیش نیست!! ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
جالب است .... شاعر: مجتبی رضایی

جالب است !؛
حس تازه ای است که دچارش شده ام
شاید ؛ شبیه گوارایی یک لیوان آب خنک در " شرجی تابستان "
یا نوشیدن " فنجان چایی داغ " در سردترین روز زمستان
هر چه هست ، نازترین حس خدایی است
....و خدای دل من " لحظه دیدار نگاه تو " شده است
و نمی دانم اسم آن " حادثه " است
یا که " قصه ای ساخته است "، دلم برای سرگرم شدن
دل من " دل خوش گرمای نگاه تو " شده است
....و تو آن سیب شدی که از خوردن آن منع شدم
" سیب ممنوعه دندان دلم "
شیر ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
راستی؟ شاعر: صدیقه خانجانی

روستا،شهر،غریب!
همگان کور شوید!
تا که زیبایی نهان باشد همی...
قاتل عشق شدید!
خوب است جمله ای باشد نهیب!
همگان دور شوید...
مانع نور شدید!
راستی؟
خوشحالید؟
اما وضع من دور از شماست!
نه که ناراحت و غمگین باشم!
اما شاد و سر خوش نیستم!
بی وفایی رسم دنیای شماست!
من فقط دنبال دنیای قشنگ می گردم!
راستی؟
خوابیده اید یا که حال بیدارید؟
شایدم در جستو جوی خارید!
راستی؟
معنی واژه ی عشق را می دانید؟
ای وای!
حاشیه پردازیه من هم کم نیست!
به وضوح دیدن کم رن ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
دیوار شاعر: سارا کریمیان

اندکی نگاه می کنم
آجرها کم نیست
من خود دیوار ها را کوتاه چیدم
کوتاه چیدم تا سدی نسازم
کوتاه چیدم که خانه بزرگتری برای قلبم بسازم
خانه ای بزرگ با دیوار های کوتاه
پس تو ای غریبه ای دوست ای آشنا
اگر دیوار من کوتاه است
اگر دلم را بزرگ کردم که نرنجانم و نرنجم
رحم کن سنگ در این خانه نینداز
تا خانه ام سنگفرش این سنگ ها و تیشه ها شود
بگذار در خانه ی دلم جایی برای خود نیز داشته باشم... ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >