روز ها نیز در این گرمی ظهر مرداد
چون شب های کوته به پایان می آیند
لحظه ها را چه شود ؟ به کجا خواهیم رفت ...
در فراسوی مسیر انتظار ما چ
نجمه زارع از(حامد داراب)
نوشته شده در 6/6/1386 - 10:10 توسط حامد داراب (ح.د.شبگير) در موضوع ادبی و هنری
نجمه زارع، 29 آذر 1361 در کازرون پا به جهان گذاشت و سپس به قم آمد. دانش آموخته رشته عمران دانشگاه همدان بود و در شعر قم، او را یکی از بهترین ها می شناختند.
پنج شنبه 31 شهریور ماه 1384 زارع در بیمارستان گلپایگانی قم چشم از جهان فرو بست.
حامد داراب به مناسبت یادی از ایشان صحبتهای امیر مرزبان شاعر جوان را در این باره ارج مینهد
نجمه زارع در چه قالبی می سرود؟
در قالب شعر کلاسیک کار می کرد که با گذشت چند سال، کاملا به غزل گرایش یافت.
غزلش چه ویژگی هایی داشت؟
غزل وی از نگاه غزل سرایی که در منطقه مرکزی کشور رایج است، اثر می پذیرفت. غزل زارع با ویژگی های خاصش مثل: سپید خوانی ردیف یا چینش کلمات یا استفاده از دایره واژگانی که بیش تر می توان گفت فضایش به فضای شعر مدرن تر می خورد، در چارچوب شعر کلاسیک به بهترین وجه، خود را نشان می داد.
از چه کسانی اثر پذیرفته بود؟
شعرش زیر تأثیر شعر های ساده دهه شصت و هفتاد بود، مانند سلمان هراتی، ولی به طور کلی، تاثیرپذیری کم تری از دیگران داشت و دنباله رو نبود.
یا به زبان ویژه ای دست یافته بود؟
زبان ویژه و دایره واژگانی مخصوص خود را داشت. اگر بیش تر زنده می ماند، به سبک خاص شخصی اش تبدیل می شد.
در شعرش عصیان می کرد، ولی هیج وقت از دایره وقار خارج نمی شد.
شعر مذهبی و شعر مهدوی در میان تلاش های ادبی وی چه جایگاهی داشت؟
هر شاعری با توجه به آبشخور روحی و فکری اش به کارهایی گرایش دارد. نجمه زارع، شاعر مذهبی بود و به دلیل دغدغه های مذهبی اش، کارهایی هم در این زمینه داشت. در زمینه شعر آیینی و موضوع انتظار و مهدویت و دفاع مقدس نیز شعرهایی سروده بود.
نگاه انتظاری که در شعرش داشت، با ظرافت های مخصوص به خودش پیش می رفت. این ظرافت هم برخلاف کسانی که نگاه شان در ندبه و به قول معروف، نگاه مریدی و مرادی و نیازی است، حالت اعتراض داشت؛ که گفته اند: انتظار، مذهب اعتراض است
به طور کلی، تاثیرپذیری کم تری از شعر دیگران داشت و دنباله رو نبود.
نکته پایانی که درباره نجمه زارع می توان گفت؟
باید درباره خصوصیات اخلاقی و تاثیر آن در شعرش گفت. وی بسیار باوقار بود و محجوب و سنگین که این ویژگی ها به کلمات و شعرش هم منتقل شده بود. در شعرش عصیان می کرد، ولی شعر زارع هیج وقت از دایره وقار خارج نمی شد.
یک شعر از نجمه زارع:
غروب جمعه
دنيا به دور شهر تو ديوار بسته است
هر جمعه، راه سمت تو انگار بسته است
كِي عيد مي رسد كه تكاني دهم به خويش
هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است
از تو هميشه حرف زدن، كار مشكلي است
در مي زنيم و خانه ی گفتار بسته است
بايد به دست شعر نمي دادم عشق را
حتا زبان ساده ی اشعار بسته است
وقتي غروب جمعه رسد بي تو، آفتاب
انگار بر گلوي خودش تار بسته است
این متن را خواندند (اعضا)
عليرضا وثوقي (1/7/1388),عليرضا وثوقي (1/7/1388),عليرضا وثوقي (1/7/1388),سوفی صابری (22/5/1389),



نجمه زارع از(حامد داراب)


